تبليغاتX
خداوندا آنکه در تنها ترین تنهایی ام تنها - دوروغ
تقدیم به تو بهترین عشقم
هميشه عاشق باشيد

دروغ میگقت دیگری را دوست داشت،

بارها از او پرسیدم دوستم داری؟گفت:بلی

عاقبت از پا افتادم و التماس کردم و گفتم:

که هر چه هست بگو تو را خواهم بخشید.

نگاهم کرد و گفت:مرا ببخش که دیگری را دوست دارم.

به او گفتم:

تا به حال تو هزاران دوروغ به من گفتی،و حالا من به تو

دوروغ گفتم،هرگز تو را نخواهم بخشید

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 22:50  توسط در تنها ترین تنهایی اش تنهاش بگذار | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
دلم گرفته است دلم گرفته است به ايوان مي روم و انگشتانم را بر پوست كشيده شب مي كشم چراغهاي رابطه تاريكند كسي مرا به آفتاب معرفي نخواهد كرد كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردني است
روي قبرم بنويسيد کبوتر شد و رفت زير باران غزلي خواند ، دلش تر شد و رفت چه تفاوت که چه خورده است غم دل يا سم آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت روز ميلا د : همان روز که عاشق شده بود مرگ با لحظه ي ميلا د برابر شد و رفت او کسي بود که از غرق شدن مي ترسيد عاقبت روي تن ابر شناور شد و رفت هر غروب از دل خورشيد گذر خواهد کرد پسري ساده که يک روز کبوتر شد و رفت

پیوندهای روزانه
نانسي
nancy
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1385
آبان 1385
آرشیو موضوعی
هک و امنیت
نویسندگان
در تنها ترین تنهایی اش تنهاش بگذار
سعید شرفی
میلاد
پیوندها
عکس
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

JavaScript Codes